Instagram suggested her profile as
" people you may know "
Dear instagram,
" she was my soul "
even before you were born.
Instagram suggested her profile as
" people you may know "
Dear instagram,
" she was my soul "
even before you were born.
من ولی میگم دلتنگی هم میتونه یه هدیه باشه!
یه یادگاری،
که فقط من دارمش، از تو...
فکر کردن به تو
پنهانیترین کارِ زندگیِ منئه
و تو، پنهانیترین دلتنگیِ من!
پنهانیترین لبخند در صورتم، و پنهانیترین مسبب حالت روزانهام!
در جریانِ مداومِ زندگیات،
من در هوای تو جریان دارم!
آغشتهام به بوی تنت...
هر کجا که بروی،
در مسیرِ تندبادِ قدمهایت،
برای بالاتر رفتنت، پشت تو ایستادهام!
اهمیتی ندارد بدانی یا ندانی،
من، به خواستِ چشمانت، بیقرارِ تو و دستانت، میمانم...
دلم برات تنگ شده
دلم برات تنگ شده
دلم برات تنگ شده
دلم برات تنگ شده
واقعاً دلم برات تنگ شده؛
من
به میلیونها شکل به تو نگاه کردم،
و در هر یک از آنها،
تو را دوست داشتم؛
ولی بعد از هر بار حرف زدن باهات،
منطقیتر میشینم با خودم فکر میکنم که
تو
واقعاً
دوست داشتنیتر از اون چیزی هستی،
که فکر میکنم!
من ماندهام،
میان دوست داشتنی که هنوز نفس میکشد
و
نبودنت که هر شب تکرار میشود...
باورم نمیشود، نباشی و اینهمه در من باشی!
حتی وقتی نیستی، تمام من، تو را زندگی می کند؛
تو جایی از قلبم رو داری
که هیچکس، جز خودت، نمیتونه داشته باشه 🩶
ولی من دلم برلت تنگ میشه،
وسط روز،
وسط کار،
وسط خیابون،
نصف شب،
میدونی... راستشو بخوای، دلم که نه،
جانم برات تنگ میشه... دورت بگردم؛
گویی تو را بارها و بارها، به اَشکالِ مختلف،
در تمامِ زندگیهایم دوست داشتهام!
از ازل، تا ابد...
تو را
نه مثل دیگران،
نه مثل قبل،
نه مثل بعد،
تو را فقط همانطور که هیچکس را نمیشود دوست داشت، دوست دارم...
امروز
خیلی دلتنگت بودم!
اینو هروقت و هر روز که خواستی بخون!
× من خاطراتم با تو رو، هر شب مرور میکنم، میمیرم از دوریت ولی، حفظ غرور میکنم...
شبها
بیشتر
دوستت دارم!
چون چشمهایم را که میبندم،
بیشتر در خیالم راه میروی...!
بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم، مبادا خسته شوی!
و بیمِ آن دارم که سکوت کنم، مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی...
خوش به حالِ همهی دُور و بری هایت!
آه...
کاش
بین من و تو
نسبتِ کوتاهی بود؛ 💔
برایت چیزهای زیادی نوشتم
اما
آنچه هرگز در کلمات جا نشد،
دلتنگیام بود؛
و در آخر،
ما
هیچ تسلطی بر قلبهایمان نداریم!
قلبها
برای کسانی میتپند
که خودشان میخواهند؛
کرگدن، زورش به همه میرسه ـها