با ماشین وارد گاراژ خانه شد. درِ گاراژ را بست. و به اندازهٔ سه ترانه در ماشینِ خاموش نشست. با خودش فکر کرد: اندوه گاهی به شکلِ «نشستن در ماشینِ خاموش» است، به شکلِ «جایی نرفتن».
پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ | 9:11
با ماشین وارد گاراژ خانه شد. درِ گاراژ را بست. و به اندازهٔ سه ترانه در ماشینِ خاموش نشست. با خودش فکر کرد: اندوه گاهی به شکلِ «نشستن در ماشینِ خاموش» است، به شکلِ «جایی نرفتن».
کرگدن، زورش به همه میرسه ـها